Open/Close Menu دفتر تشریفات عقد و عروسی در تهران، سفره عقد پیوند مهرافزا اولین مجموعه رسمی عقد در ایران شماره ثبت 37102
عضق |دفتر عقد و ازدواج شیک | غرب تهران | پیوند مهر افزا | عقد و ازدواج

آیا عشق یک رابطه است؟

من هیچ نظری ندارم که “عشق” چیست و من فکر نمی کنم که هرگز بتوانم آن را درک کنم، زیرا هر چیزی که به معنای چیزهای مختلفی برای بسیاری از افراد متفاوت و دشوار است.

همه چیزهایی که می توانیم انجام دهیم این است که در مورد آنچه که احتمالا می تواند باشد، حدس بزنیم.

وقتی دوست داشتنی است که چیزی را که می تواند به عنوان “عشق” توصیف شود، کاملا فراتر از من است.

چگونه “عشق” متفاوت است از میل شدید برای کسی که همراه با یک احساس مانند اعتیاد به شخص است؟

تمایل ناخوشایند برای داشتن شخص در اطراف همه زمانها، “عشق” محسوب می شود، و پس از آن زمان دیگری می آید که فرد “عشق” خود را تا آنجا که مایل نیست، نمی خواهد.

طرف دیگر از بی توجهی شکایت می کند، مبارزه شروع می شود و عاشقان کمتر و کمتر به نظر می رسند. این نوع استفاده از آن برای خوردن گوشتی است که عشق است.

بنابراین، آیا عشق تنها تا زمانی که طراوت طول می کشد، پس از آن یکی شروع به دنبال چیزی دیگری برای عشق است؟ عشق فقط در مورد تازگی است؟

اکثر عاشقان “عشق” چنین ایده هایی را در مورد چیزی به عنوان “بزرگ” و “الهی” به عنوان “عشق” محکوم می کنند. اما در دنیای واقعی دقیقا چه اتفاقی می افتد و آن را “عشق” می نامند.

بله، همیشه می توانید بگوئید که این عشق نیست یا عشق واقعی نیست، در این صورت باید دو نوع عشق  عشق واقعی و عشق “دنیوی / غلط” داشته باشد.

یا ممکن است “عشق الهی” و “عشق فیزیکی” دو نوع متفاوت از “عاشقان” باشند.

اما این چیزی برای گفتن نیست که «عشق فیزیکی» با «عشق الهی» متفاوت باشد، ممکن است به این معنی باشد که چیزی درباره عشق فیزیکی الهی وجود ندارد؛ در این صورت ممکن است فرض بر این باشد که هیچ چیزی از باروری الهی نیست.

اگر «عشق» یک چیز کاملا انسان باشد، باید چیزی شبیه چیزهای دیگر در همان محدوده ی چیزها باشد. بنابراین، اگر “عشق” یک احساس است، باید چیزی با دیگر احساسات مانند حسادت، نفرت، انزجار و غیره فرق داشته باشد.

اگر این یک رابطه باشد، در برخی از موارد باید مشابه سایر روابط انسانی مانند ازدواج، خواهر برادر، مادر و دختر، روابط پدر و پسر باشد.

اگر در تمام روابط یافت شود، تمام روابط باید حداقل یک چیز مشترک باشد. چنین چیزی چیست؟ اگر عشق این چیزی است، چطور و در چه چیزی خود را آشکار می کند؟

آیا “مراقبت متقابل” جنبه اصلی همه روابط است.

آیا “عشق” به تنهایی باعث ایجاد روابط می شود که قادر به موجود بودن مستقل از “مراقبت” خود است؟ آیا می توان گفت که دو نفر نسبت به یکدیگر اهمیتی نمی دهند، اما هنوز هم در عشق هستند؟

نه، نمی توان گفت. بنابراین، “عشق” هیچ ارتباطی با این نوع رابطه برقرار نمی کند، بجز اینکه چنین رابطه ای را به خود اختصاص می دهد.

آیا رابطه ای مانند ازدواج است؟ اما ازدواج می تواند و بدون شناختن و مراقبت از آن آگاه باشد. بنابراین، “عشق” در رابطه با ماهیت ازدواج هم رابطه ای ایجاد نمی کند.

این منطقی است که نتیجه گیری کنیم که بر خلاف هر رابطه ای است و به همین دلیل یک «رابطه» نیست، زیرا همه چیزهایی که در یک دسته قرار می گیرند چیزی شبیه یکدیگرند.

در غیاب مشترک بودن نمیتوان گفت که دو چیز در همان دسته قرار دارند. بنابراین، “عشق” ارتباطی نیست. و اگر کسی اصرار دارد که این یک رابطه است، اصطلاح “رابطه” و مفهومی که آن را پوشش می دهد، باید بازسازی شود تا “عشق” در آن متناسب باشد.

اما پس از آن، عشق به معنای کلی اصطلاح معنای «رابطه» نمیدهد و اصطلاح خود را به معنای منحصر به فرد دیگری که قبل از آن ناشناخته است به دست میآورد،

که به این معنی است که به اصطلاح نیازمند تعریف تازه برای هدفش است درخواست “عشق” بنابراين، به عبارت ساده تر، اگر عشق را از نظر رابطه تعريف كنيم، اصطلاح “رابطه” بايد دوباره تعريف شود. عشق همه چیز را لمس می کند، به معنای واقعی کلمه.

Write a comment:

*

Your email address will not be published.