Open/Close Menu دفتر تشریفات عقد و ازدواج در غرب تهران، سفره عقد پیوند مهرافزا اولین مجموعه رسمی عقد در ایران شماره ثبت 37102
کارهایی که باعث خراب شدن یک رابطه عاشقانه می شود - سفره عقد و دفتر عقد و ازدواج پیوند مهرافزا

کارهایی که باعث خراب شدن یک رابطه عاشقانه می شودسفره عقد و دفتر عقد و ازدواج پیوند مهرافزا

خراب شدن رابطه از ایجاد آن خیلی ساده‌تر هست.چرا که می‌شود فرد دیگری را مورد سرزنش قرار بدهیم و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم. گاهی اوقات یک رابطه را خراب می‌کنیم بدون اینکه قصد آن را داشته باشیم

چرا که از وقوع آن بی‌اطلاع هستیم. در مواقع دیگر رابطه را خراب می‌کنیم چرا که تصور می‌کنیم شایسته آن رابطه نیستیم یا اینکه کسی ما را به خاطر خودمان دوست نخواهد داشت.

خیلی آسان‌تر خواهد بود تا به فرد دیگری بگوییم که او مشکل دارد تا اینکه نگاهی به آینه بیندازیم و قبول کنیم که مشکل از جانب ما است و اگر به جای خودمان کس دیگری را خوشحال کنیم، یک تجربه خیلی نشاط‌آور است.

چیزهایی زیادی وجود دارند که می‌توانیم به صورت روزانه آنها را انجام بدهیم و آنها به تدریج بخشی از شخصیت و اخلاق ما می‌شوند. اگر این رفتارها مثبت باشند مشکلی وجود ندارد اما وقتی این رفتارهای جزئی منفی هستند مشکل‌ساز خواهند شد. این خصوصیات کیفیت زندگی ما را تعیین می‌کنند. در ادامه نگاهی به این خصوصیات خواهیم انداخت که باعث خراب شدن رابطه می‌شوند.

کارهایی که سبب خراب شدن رابطه می‌شوند

صبور نبودن با شریک زندگی مان

صبور نبودن یکی از خصوصیاتی است که می‌تواند دلیل خراب شدن رابطه عاطفی باشه. شما باید کمبودهای شریک‌تان را درک کنید و نسبت به شخصیت او ایمان داشته باشید.

یادگیری هر چیزی در زندگی نیازمند زمان است و هر کس برای دستیابی به جایگاهی که به آن نیاز دارد، مسیر خاص خودش را طی می‌کند. صبور نبودن، توانایی شما در راستای سپاس‌گزاری از تفاوتی که بین شما و شریک‌تان وجود دارد را خواهد گرفت.

همچنین جلوی عشق شما و حمایتی که آنها به آن نیاز دارند را نیز می‌گیرد. گاهی اوقات، صبور نبودن، آینده رابطه شما را از بین می‌برد چرا که شما اجازه نمی‌دهید تا هر چیزی با سرعت مناسب خود رشد کند و شما آنها را مجبور می‌کنید.

ماهیت یک رابطه در مورد فشار نیست بلکه ماهیت آن نیازمند آزادی است.صبر بیشتری در مورد شریک‌تان می‌شود داشته باشید و از همه مهم‌تر نسبت به خودتان نیز صبور باشید. همان‌طور که به او سخت می‌گیرید به خودتان نیز می‌توانید سخت بگیرید.

استانداردهای شما آنقدر بالا است که همه را از شما گریزان می‌کند

خسیس بودن یکی از بدترین خصوصیاتی که کسی می‌تواند داشته باشد چرا که درست نقطه مقابل سخاوتمندی است. منظور از خسیس بودن در رابطه یعنی این است که بهترین بخش‌های وجود خود را از همسرتان پنهان کنید و این یعنی شما آنها را از داشتن یک زندگی خوب محروم می‌کنید.

بعضی از مردم نیز نسبت به پول‌شان خساست دارند و حتی نمی‌خواهند برای خودشان پول خرج کنند. آنها ترجیح می‌دهند که زندگی بی‌کیفیتی داشته باشند تا اینکه یک زندگی با کیفیت داشته باشند. افرادی وجود دارند که نسبت به زمان‌شان خساست دارند.

آنها زمان خودشان را به شریک زندگی‌شان اختصاص نمی‌دهند چرا که ترجیح می‌دهند تنها باشند. عده‌ای هم هستند که نسبت به ابراز عشق و محبت‌شان خساست دارند.

افرادی هستند که نمی‌خواهند به کسی علاقه داشته باشند آنها اجازه نمی‌دهند کسی وارد قلب‌شان شود. در مورد روابط خود خسیس نباشید و به شریک‌تان اجازه بدهید تا شما را دوست داشته باشد و از شما مراقبت کند.

شما تمام جنبه‌های زندگی همسرتان را کنترل می‌کنید

کنترل کردن نقطه مقابل دوست داشتن است. وقتی کسی را دوست دارید به آنها فضای کافی می‌دهید. کاری می‌کنید که احساس امنیت کنند و حمایت بی قید و شرط شما را داشته باشند. کنترل کردن سبب خراب شدن رابطه و از بین رفتن عشق و محبت می‌شود.

چرا که کنترل یعنی استفاده از قدرت برروی طرف مقابل بدون اینکه آن را با او شریک شوید. تحت کنترل قرار گرفتن به این معنی است که مورد استفاده قرار بگیرید و دوست داشته نشوید. تحت کنترل قرار گرفتن به این معنا است که زندگی شریک شما سیاه و تیره شود.

اگر می‌خواهید که رابطه شما جواب بدهد باید به شریک‌تان و خودتان باور داشته باشید حتی زمانی که همه چیز مطابق میل شما نیست. شما دو نفر می‌توانید با همدیگر تصمیم بگیرید.

همان‌طور که به ارزش‌ها، احساسات و افکار او احترام می‌گذارید باید به شریک‌تان نیز به عنوان یک شخص احترام بگذارید. چرا که وقتی کسی را کنترل می‌کنید اولین حق طرف مقابل در ابراز خود را انکار می‌کنید.

اگر شما کسی را به خاطر خودش دوست ندارید احتمالاً به هیچ وجه آنها را دوست ندارید.

شما خیانت می‌کنید یا اینکه به فکر خیانت کردن هستید

هیچ رابطه‌ای درست کار نخواهد کرد اگر یک طرف وفادار نباشد. مهم نیست چه مدت با همدیگر وقت گذرانده‌اید و چه دورانی با هم داشته‌اید.اعتماد یکی از پایه‌های اساسی ساختمان یک رابطه است. وقتی شما یا شریک‌تان به همدیگر نمی‌توانید اعتماد کنید رابطه شما تبدیل به محلی برای شک به جای اطمینان می‌شود.

اگر شریک زندگی‌تان به شما اعتماد نداشته باشد آنها به چیزی که در مقابل‌شان می‌بینند اعتماد نمی‌کنند و شروع می‌کنند خودشان را زیر سوال می‌برند. اگر آنها به نیت شما اعتماد نکنند نمی‌توانند به اعمال و کلام شما نیز اعتماد کنند. در نهایت در کنار شما احساس امنیت نمی‌کنند.

وفادار نبودن در رابطه به این معنی است که در مورد خودتان صادق نیستید. وقتی در رابطه خود شفاف عمل نمی‌کنید بخش بزرگی از شما ناپدید می‌شود چرا که حس می‌کنید در پوسته کس دیگری زندگی می‌کنید. در این لحظه نه تنها رابطه شما با همسرتان از بین می‌رود بلکه رابطه شما با خودتان نیز از بین خواهد رفت.

شما همه چیز را به دل می‌گیرید و شخصی کینه‌ای هستید

اگر می‌خواهید که هر نوع رابطه‌ای در زندگی‌تان موفق شود نیاز دارید برای جلوگیری از خراب شدن رابطه یاد بگیرید تا خودتون و دیگران رو ببخشید.فرق بزرگی بین نادیده گرفتم یک اتفاق یا فراموش کردن اون وجود داره.

وقتی آن را نادیده می‌گیرید تاثیری که آن روی شما می‌گذارد را رد می‌کنید اما وقتی شما آن را فراموش می‌کنید تمام قدرت و اثر آن واقعه را از بین می‌برید. بخشیدن به این معنا است که اجازه بدهید تا زندگی‌تان بدون پشیمانی و زخم‌های درمان نشده باشد. شما می‌توانید کسی را ببخشید و او را از زندگی خود حذف کنید که کاملاً طبیعی است.

اما وقتی در یک رابطه قرار دارید باید یاد بگیرید تا وقتی او بدون قصد به شما آسیب برساند چطور او را ببخشید. حتی زمانی که از روی عمد به شما آسیب بزنند، باید بدانید تا چطور این مشکل را با آنها در میان بگذارید.

همیشه یک سری محدودیت‌ها و استانداردها وجود دارد که نباید برای هیچ کسی آنها را بشکنید. اگر در رابطه‌ای قرار دارید که نمی‌توانید اتفاقی که برای شما رخ داده را ببخشید بهتر است در مورد آینده آن رابطه تجدید نظر کنید. چرا که بهتر است رابطه را ترک کنید تا اینکه زندگی خودتان و شریک‌تان را تبدیل به جهنم کنید.

آنقدر زود قضاوت می‌کنید که همسرتان در کنار شما احساس امنیت نمی‌کند

انتقاد از همسرتان به این معنی است که به جای آنکه آنها را به خاطر خودشان تحسین کنید، وقتی به آنها نگاه می‌کنید فقط به این فکر می‌کنید آنها چه اشتباهی کرده‌اند یا اینکه چه چیزی باید درست شود.

منتقد بودن به این معنا است که شما انتظار دارید آنها چطور یک کار را انجام بدهند و البته به معنای بسته بودن ذهن شما نیز هست چرا که تصور می‌کنید روش شما تنها راه موجود است. برای قضاوت کردن همسرتان باید درک درستی از آنها نداشته باشید. قضاوت کردن هر کسی برای کاری که انجام داده‌اند یا نداده‌اند خیلی ساده‌تر است از آنکه یک مکالمه بزرگسالانه با آنها داشته باشید.

اگر می‌خواهید که رابطه شما جواب بدهد باید برای آن تلاش کنید. در کل باید تبدیل به فرد بهتری شوید چرا که بودن در یک رابطه به معنای به اشتراک گذاری، مراقبت کردن و ریسک کردن است.

وقتی تمام کاری که شما انجام می‌دهید قضاوت کردن است یک قدم به خراب شدن رابطه نزدیک میشوید.

هیچ جایی برای با هم بودن باقی نمی‌گذارید و هیچ فضایی برای دوست داشتن آنها یا دوست داشته شدن از طرف او را نمی‌دهید.

اجازه نمی‌دهید کسی به شما نزدیک شود

وقتی اجازه نزدیک شدن همسرتان را نمی‌دهید نمی‌توانید یک رابطه سالم و پایدار داشته باشید. بودن در یک رابطه مستلزم آن است که آسیب پذیر شوید. باید در مورد بیان نیازها و خواسته‌های خود از رابطه صادق باشید.

باید در مورد حس خود نسب به رابطه، دیدگاه فکری و اینکه چه کارهایی برای رابطه باید صورت گیرد با شریک زندگی‌تان صادق باشید. روابط موفق به صورت مرحله به مرحله شکل می‌گیرند. مهم نیست که سرعت پیشرفت شما چقدر کند یا سریع است مهم این است که رو به جلو و با هم در یک مسیر حرکت کنید.

با همسرتان در مورد روزی که گذرانده‌اید، دوران کودکی و آرزوهای خود برای آینده صحبت کنید. در مورد موضوعاتی که تصور می‌کنید سخت هستند با آنها صحبت کنید. اجازه بدهید شما را در بهترین یا بدترین حالت‌تان مشاهده کنند چرا که یک رابطه زمانی زنده می‌ماند که، اصیل و قوی باشد. وقتی همسرتان شما را می‌شناسد تمام چیزی که نیاز دارید را در اختیار دارید.

زیاد به رابطه خود اهمیت نمی‌دهید

منظور از اهمیت ندادن این است که به اندازه کافی برای رابطه خود ارزش قائل نشوید. عده زیادی مرتکب این اشتباه می‌شوند چرا که تصور می‌کنیم این اشتباه اثر منفی زیادی روی رابطه ندارد ولی در واقع یک هشدار برای خراب شدن رابطه است.

اگر به مسائل کوچکی مثل پرسیدن این سوال از همسرتان که برای نهار چه چیزی خورده است یا روز خود را چطور گذرانده‌اند، اهمیت نمی‌دهید اما باید برای مسائل مهم‌تر مثل: مرگ یکی از اعضای خانواده یا مشکلات سلامتی اهمیت بدهید.

اهمیت دادن به این معنا است که به مسائل کوچک به اندازه مسائل بزرگ اهمیت بدهید. اهمیت ندادن به مسائل کوچک به این معنا است که به احساسات و اینکه همسرتان از کجا آمده، اهمیت نمی‌دهید. این موضوع معنای دیگری هم دارد و آن اینکه مسئولیت پذیر نیستید.

یک سری مسائل وجود دارند که باید مسئولیت آنها را بپذیرید مثل: پرداخت قبض‌ها، حمایت از همسرتان در مواقع لزوم و انجام دادن وظیفه خود زمانی که مشکلی وجود دارد. اهمیت ندادن به این معنا است که به جای حضور کامل یک حضور ناقص داشته باشید.

خودتان را به اندازه کافی خوب نمی‌دانید

گاهی اوقات ضعیف، شکننده و ناتوان هستید. روابط موفق نیازمند حفظ تعادل هستند. شما و همسرتان باید بدانید که در هر موقعیتی چه رفتاری از خود نشان بدهید.

باید در مواقع ضروری سنگ صبور و پناهگاه همدیگر باشید. وقتی همسرتان در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات است و دیگر توانی برای آنها باقی نمانده، برای جلوگیری از خراب شدن رابطه شما باید وارد عمل شوید. باید بخش روشن زندگی را به آنها نشان بدهید و ارزش‌‌شان را به آنها یادآور شوید و اینکه چه مسیر طولانی را طی کرده‌اند.

وقتی سهم خود را در مشکلات آنها ادا می‌کنید آنها نیز در تمام مراحل دیگر در کنار شما خواهند بود. یک رابطه سالم به همین صورت است. در زمان‌های مختلف باید یاور یکدیگر باشید.

شما ترسو هستید

ترسو بودن برای هیچ رابطه‌ای مفید نیست چرا که شما را از مسئولیت‌های‌تان دور می‌کند. شما باید نمونه خوبی باشید تا برای همسرتان سرمشق باشید. شجاع بودن یعنی برای دفاع از خودتان و همسرتان می‌ایستید.

شجاع بودن یعنی اینکه از همسرتان ۱۰۰ درصد حمایت کنید و زمانی که اوضاع سخت می‌شود نباید آنها را رها کنید. شجاع بودن این است که ریسک تنها ایستادن در کنار همسرتان را نسبت به کنار دیگران قرار گرفتن بپذیرید چرا که شما اولویت‌های خود را می‌شناسید.

شجاع بودن یعنی اینکه وقتی خانواده و دوستان شما رفتار اشتباهی را نسبت به همسرتان انجام می‌دهند با آنها روبه‌رو شوید. شجاع بودن یعنی اینکه از کسانی که برای شما مهم هستند بخواهید تا درست مثل شما، به همسرتان احترام و ارزش بگذارند.

از طرف دیگر ترسو بودن به این معنا است که بیشتر به این موضوع اهمیت می‌دهید که دیگران در مورد شما چه فکر می‌کنند نه اینکه همسرتان در مورد شما چطور فکر می‌کند. ترسو بودن به این معنا است که تلاش کنید افرادی که برای شما اهمیت ندارند را راضی نگه دارید اما به مهم‌ترین فرد زندگی خود توجه نکنید.

شما چیزهایی را که مهم است فراموش می‌کنید

لطفا دقت کنید: برای خراب شدن رابطه همین یک مبحث کافی است.

فراموش‌کاری یک رفتار بد است چرا که نشان می‌دهد چقدر خود خواه هستید که به دیگران و چیزهای دیگر به اندازه خودتان اهمیت نمی‌دهید.

اینکه حرفی که همسرتان به شما می‌زند را فراموش کنید درست مثل این است که به او بگویید: شما برای من مهم نیستید و قصد ندارید تا در کارهای خانه به او کمک کنید.

شما با فراموش کاری به آنها می‌گویید که اهمیتی ندارند. فراموش کردن روز تولد یا پروژه‌ی مهمی که روی آن به سختی کار می‌کنند یا فراموش کردن قرار مهمی که از قبل برنامه‌ریزی کرده بودید و آنها برای آن هیجان زده هستند.

فراموش کردن به طور کلی مسئله‌ی مهمی نیست اما فراموش کردن موارد مهمی که مربوط به رابطه شما می‌شود مشکل‌ساز خواهد شد. به یاد داشته باشید که شما چیزهایی را فراموش می‌کنید که برای شما اهمیت ندارند.

نسبت به او رفتار خشنی دارید

نامهربانی یکی از سمی‌ترین خصوصیاتی است که کسی می‌تواند داشته باشد چرا که یک رابطه براساس عشق و محبت ایجاد می‌شود. اگر می‌خواهید که رابطه شما بی‌همتا باشد باید همیشه مهربان باشید.

وقتی همسرتان بی‌ادبی یا بی‌احترامی می‌کند، مهربانی کنید چرا که مهربانی همیشه برنده می‌شود. آسیب دیدن از طرف همسرتان دلیل خوبی برای این نیست که شما هم به او آسیب برسانید.

وقتی همسرتان نسبت به همه بد رفتار می‌کند باید به آنها یادآوری کنید که مهربان و با احترام باشند. وقتی شما مهربان نیستید در حال سوء استفاده کردن هستید و این رفتار جوابگو نخواهد بود.

نیازی نیست همیشه حق با شما باشد چرا که محق بودن دلیل موفق بودن یک رابطه نیست. وقتی در حال جدل با همسرتان هستید و یا در حالت تهاجمی قرار دارید یا نسبت به رفتارهای او سکوت می‌کنید از خودتان بپرسید که چه چیزی برای شما اهمیت دارد: غرورتان یا شریک‌تان؟

بی‌احترامی کردن

هیچ رابطه‌ای روی زمین دوام نمی‌آورد اگر دو طرف نسبت به هم بی احترام باشند. احترام همه چیز است چرا که شما یک نفر را به یک اندازه می‌توانید دوست داشته باشید اما اگر به او احترام نگذارید، عشق شما در نهایت از بین می‌رود. اگر میخواهید تجربه خراب شدن  رابطه را در کارنامه زندگی خود داشته باشید بی احترامی کردن کمک شایانی به شما میکند.

برای احترام گذاشتن به یک نفر باید به او افتخار کنید و از اینکه در کنار شما هستند نیز افتخار کنید چرا که می‌دانید آنها چقدر خاص هستند و شما به این خاطر چقدر خوش شانس هستید. برای احترام گذاشتن به شریک‌تان باید از اینکه آنها را دارید و اینکه آنها زندگی شما را بهتر می‌کنند، سپاس گذار باشید.

احترام گذاشتن به همسرتان یعنی اینکه با آنها طوری رفتار کنید که شایسته آن هستند. وقتی به آنها احترام نمی‌گذارید یک دیوار نامرئی را بین خودتان و او ایجاد می‌کنید. آیا دوست دارید در خانه‌ای باشید که به شما احترام نمی‌گذارند؟ کسی که برای شما ارزشی قائل نیست؟ کسی که هیچ وقت از شما تشکر نمی‌کند؟

شما تلاش‌های همسرتان را مشاهده نمی‌کنید

باید به خاطر تمام کارهایی که همسرتان برای شما انجام می‌دهد، ارزش قائل شوید. اگر برای تمام تلاش‌هایی که آنها در طول روز برای شما انجام می‌دهند فقط یک لبخند ساده بزنید تنها به خراب شدن رابطه کمک کردید.

چرا که در نهایت، شریک شما خسته می‌شود و میل خود را از دست می‌دهد. هرگز فراموش نکنید که به او نشان بدهید که سپاس‌گذارش هستید و اینکه افتخار می‌کنید که در کنار شماست.

هیچ روزی را بدون نشان دادن اینکه برای آنها ارزش قائل هستید به پایان نرسانید. تصور نکنید که فقط گفتن جمله متشکرم برای آنها کفایت می‌کند. اجازه ندهید شریک‌تان تصور کند شما از آنها سوء استفاده می‌کنید یا اینکه آنها فقط یک خلا را در زندگی شما پر می‌کنند.

کاری کنید تا بدانند که در زندگی شما آنها چه تفاوتی را ایجاد می‌کنند. اینکه چقدر زندگی شما را ساده‌تر، لذت بخش‌تر و آسان‌تر می‌کنند و در کل باعث خوشحالی شما می‌شوند.

همه چیز در مورد شما است

خود خواه بودن پاشنه آشیل خراب شدن رابطه هر زوج است چرا که به این معنا است که شما همیشه خودتان را نسبت به شریک زندگی‌تان و رابطه‌تان انتخاب می‌کنید. خود خواه بودن به این معنا است که شما برای وجود همسرتان اهمیتی قائل نیستید.

داشتن تعادل در رابطه یعنی اینکه گاهی کاری که به نفع آنها است را انجام می‌دهید نه کاری که به نفع شما است.

گاهی اوقات به نظر می‌رسد که شما نیازهای خود را بر نیازهای همسرتان، اولویت می‌دهید و این کار گاهی اوقات مشکلی ندارد. اما اینکه همسرتان را در موقعیت بدی قرار بدهید تا خودتان راحت باشید کار اشتباهی است.

اینکه کاری کنید آنها حس بدتری داشته باشند تا اینکه شما حس بهتری داشته باشید کار اشتباهی است. در یک رابطه شما همان قدر که به خودتان اهمیت می‌دهید به همسرتان نیز باید اهمیت بدهید. مسائل، دردها، خوشحالی‌ها و موفقیت‌های آنها متعلق به شما است چرا که لذت بودن در یک رابطه این است که در خوب و بد کنار هم باشید و اینکه شما هرگز تنها نیستید.