Open/Close Menu دفتر عقد و ازدواج در غرب تهران، سفره عقد پیوند مهرافزا اولین مجموعه رسمی عقد در ایران شماره ثبت 37102
ارتباط صحیح با همسر - سفره عقد و دفتر عقد و ازدواج پیوندمهرافزا

ارتباط صحیح با همسرسفره عقد و دفتر عقد و ازدواج پیوندمهرافزا

آیا  می‌خواهید رابطه با همسرتان تمام شود؟ خوب کافی است به نصایح زیر گوش کنید:

وقتی به نزدیکان، دوستان و خانواده گره‌خورده و بیش از حد به آنها نزدیک شده باشید، ممکن است برای کمک به شما که به یک زندگی شیرین و شاد برسید نصحیت‌هایی بکنند. همچنین ممکن است زمانی که در ازدواج به مشکل برمی‌خورید نصیحت دیگران را به‌جان بخرید. حتی ممکن است دنبال راهنمایی‌های آنها و مشاور روانشناس بروید، به امید اینکه چشم‌انداز متفاوت آنها به شما کمک کند چیزی که شکسته را به‌هم بند بزنید.

اما این نصیحت‌ها ممکن است ضرورتاً درست نباشند؛ یا در باره ی  رابطه شما با عزیزتان مؤثر نباشند. در ادامه، متخصصان روابط دوستانه و صمیمانه نصایحی را مطرح کرده‌اند که نه تنها مؤثر نیست، بلکه زندگی زناشویی را به‌هم می‌ریزد و به جدایی منجر می‌شود.

نصیحت یکم: هرگز با خشم به رختخواب نروید

این نصیحت نشان می‌دهد که زوج‌ها، دعوا و مجادله خودشان را تا پیداکردن یک راه‌حل ادامه می‌دهند. اما این نوع مجادله‌ها در یک دایره‌چرخشی نزاع و دعوا حفظ می‌شوند، و معلوم است که خشم را بیشتر می‌کند، اما هیچ‌چیز حل نمی‌شود.

علت این چرخش و برون‌ریزی هیجانی چیست و از کجا ریشه می‌گیرد؟ از نظر مشاور روان درمانی واقعیت این است که اگر کسی ناراحت است مغز مهره‌دارش (آمیگدال) هیجان و تفکرش را پرواز می‌دهد، درواقع، این بخش از مغز تنها محرکی را که می‌شناسد، وجود یک خطر آنی و شدید است، و تنها پاسخی که برای آن آمادگی دارد، جنگ و گریز؛ یا یخ‌زدن و غش‌کردن است. رفتاری شبیه انسان‌های غارنشین که به‌طور مکرر مورد حملة درندگان و گزندگان قرار می‌گرفتند. باوجوداین، آن رفتارها دیگر به درد دنیای امروز نمی‌خورد. فقط باید از خودتان بپرسید هدفتان از بلندکردن صدایتان یا حملة متقابل چیست؟، یعنی می‌خواهید حیوان درنده‌ای را بترسانید، یا مار و عقرب به بدنتان افتاده و هر لحظه احتمال گزیدنتان را دارد که اینقدر بالا و پائین می‌پرید. آیا یک اختلاف ساده یا حتی جدی، با ترسی خردکننده از یک حیوان درنده یا گزنده برابر است که آمادة حمله و یا فرار می‌شوید و باید داد بزنید، جیغ بکشید، مشت و لگدتان را به هر طرف پرت کنید. مشکلات امروز به‌هیچ‌وجه با این واکنش‌های انعکاسی حل نمی‌شود، بلکه باید برای حل این مشکلات نوع نگاه، زبان، خودآگاهی، همدلی و مذاکره را وارد رابطه کنید. نصیحت بی‌معنی اول را نگاه کنید. توصیه شده است با خشم وارد رختخواب نشوید، مگر جنگی پیش آمده یا حیوانی حمله کرده که باید خشم را وارد رابطه کرد و بعد آنرا تا دم رختخواب برد.

باید به جای ادامة مجادله تا رساندن خشم به بالاترین مرحله، مکثی کنید، نفس عمیقی بکشید؛ و سطح رابطه را کمی پایین آورید، بهترین راه‌حل، تعلیق و به تعویق انداختن بحث است؛ حتی اگر به‌معنی آن باشد که ناراحت به رختخواب بروید و شب خواب بد ببینید.

خوب بعد که از خواب بیدار شدید برگردید و در یک فرصت مناسب و با آرامش؛ و با منظور و نگاه، و چشم‌آندازی روشن با هم حرف بزنید. همیشه به زن و شوهرها گفته‌ام «جز اینکه زیر ماشین رفته باشید، همیشه فرصتی برای پیدا کردن راه‌حلی منطقی وجود دارد. پس نمی‌توانید جیغ بزنید یا از موقعیت فرار کنید». هیچ‌کس حق ندارد واکنشی انعکاسی به مشکلات ارتباطی نشان دهد. همیشه باید کوشش مداومی برای یافتن راه‌جلی منطفی به‌خرج داد. درواقع، باید مشکل را بررسی و راه‌حلی منطقی، اخلاقی، انسانی و مرضی‌الطرفین پیدا کرد.

نصیحت دوم: اعتماد نکنید.

نصیحتی که تقریباً همیشه، از طرف دوستانی گفته می‌شود که تجربة منفی دارند و شرایط زندگی خود را به شما فرافکنی می‌کنند. باوجوداین، بهتر است به اعتماد، با توجه به تجربة خودتان نگاه کنید.

تحقیقات ثابت کرده است، شک، سوءظن و بدگمانی که خود یک بیماری است، یکی از علل اصلی همة خیانتها و جنایت‌ها است. درواقع، روزی که کسی را متهم به کاری برخلاف انتظارتان کنید مجوز آنرا برایش صادر کرده‌اید و حق هیچ‌گونه اعتراض و درخواست جبران را از او ندارید. . بری مثال، اگر به کودکی پنجاه بار بگویید دروغ می‌گوید یا نباید دروغ بگوید، مطمئن باشید بیشتر کارها و حرف‌هایش را از شما پنهان خواهد کرد و دروغ خواهد گفت.

اعتماد همیشه باید به‌صورت صد درصدی باشد. حتی اگر طرف مقابلتان به‌خودش اعتماد ندارد، وظیفة شما ایجاد احساس اطمینان و اعتماد است. اگر کسی در خودش اطمینان و اعتماد را رشد نداده باشد، ممکن نیست از بیرون به اعتماد برسد؛ و اگر عدم اعتماد و اطمینانش را به محیط و دیگران فرافنکنی کند، آنها را وادار می‌کند مطابق انتظارش رفتار کنند و فرضیة از پیش تأییدشدة فرد بی‌اعتماد را به تأیید مجدد برسانند.

فرد بی‌اطمینان همیشه به دو نتیجه می‌رسد، یکی اینکه خودش را فردی باهوش و نابغه تصور می‌کند که دیدید گفتم نمی‌شود اطمینان و اعتماد کرد، و از این راه برای خود حیثت و اعتباری ساختگی جمع می‌کند. دوم: خود را فردی بازنده برداشت می‌کند که همیشه، همه به من خیانت می‌کنند و فرضیه ذهنی خودش را تقویت می‌کند. درواقع، وقتی کسی اعتمادش را از دست داده باشد، هرگز از دنیای بیرون که پر از ابهام و بی‌اطمینانی است، اعتماد و اطمینان نخواهد یافت؛ بلکه هر روز به علت به ‌اثبات‌رسیدن عدم اعتمادش، بی‌اطمینان‌تر می‌شود. حتماً دیده‌اید، گاهی وضع به جایی می‌رسد که همسری، حتی بچه‌هایش را به زن یا شوهرش نمی‌سپارد چون به او اطمینان و اعتماد ندارد.

اطمینان و اعتماد، یک حالت درونی است که در کودکی آموخته می‌شود؛ درواقع، هرکسی در کودکی یک تصمیم بزرگ می‌گیرد مبنی براینکه دنیا گلستانی است که چند خار دارد یا خارستانی است که چند گل دارد. در حالت اول با خطرپذیری و البته، با دقت در تأمین اعتماد واقعی و قانونی (مثلاً در قرض دادن اخذ ضمانت لازم) اعتماد و اطمینان می‌کند و آماده است چند مورد از این خارها او را اذیت کنند و حتی مرگش را موجب شوند؛ اما همواره بعد از هر تجربة شکست در اعتماد و اطمینان، به‌سرعت به اطمینان و اعتماد اساسی خود برمی‌گردد؛ و خوشبخت زندگی می‌کند. در حالت دوم، همیشه مراقب و مواظب فرضیة بی‌اعتمادی و بی‌اطمینانی است (اصلاً چرا باید به کسی پول بدهم، به هیچ‌کس اعتماد ندارم)، و چون دنیایش پر از خار است، همیشه احساس صدمه و آسیب واقعی یا خیالی کرده و در بدبختی و عذاب زندگی می‌کند. در غالب اوقات به دلیل اینکه فرد بی‌اطمینان از قبل تصمیم خود را گرفته است بعد از یک تجربة واقعی شکستن اعتماد، در بی‌اعتمادی خود یخ‌زده و هرگز قادر به برون‌رفت از آن حالت را نخواهد یافت. بدبختی مساوی است با عدم تشکیل اطمینان و اعتماد اساسی در کودکی، و اثبات بی‌اعتمادی در زندگی بعدی برابر است با مرگ یک انسان و ورود او به یک زندگی غیرانسانی و فراموشی انسانیت.

نصیحت سوم: اگر طرفتان خیانتی کرد ترکش کنید، طلاق بگیرید، یا رهایش کنید و زندگی جدیدی را شروع کنید.

این نصیحت تکیه کلام کسانی است که به همسری که به او خیانت‌ شده گفته می‌شود. بازیابی اعتماد مجدد در ازدواجی که در آن خیانت شده است، کاری پیچیده و بسیار دشوار است. خیانت همیشه یک علامت از وجود یک رابطة دشوار زناشویی است. به بیان دیگر، در بیشتر مواقع انگیزة جنسی به تنهایی به خیانت منتهی نمی‌شود. وقتی همسری که خیانت کرده است کوشش می‌کند این آسیب را ترمیم کند، این اقدام به نوعی نصیحت تعبیر می‌شود که می‌تواند به‌طور بالقوه، به قطع رابطه بینجامد و همسر را به وضعیت آچمز شطرنجی یعنی نه را پس و نه را پیش قرار دهد. درواقع، در چنین شرایطی به نوعی کوشش حرفه‌ای و آگاهانه برای ترمیم رابطه نیاز است. هرگونه کوشش عمدی برای جلب اعتماد مجدد جز به ایجاد فاصلة بیشتر نمی‌انجامد.

خیانت، کارکردهای متنوعی دارد. اگر زوجین، اقدامی برای حل تعارض‌های زناشویی نکنند؛ یا یکی از زوجین همیشه نیازهایش را فدای مراقبت، دلسوزی و مواظبت از دیگری کند، صمیمیت از بین رفته و خیانت روشی برای برآوردن نیازهای از دسترس دور ماندة صمیمیت، می‌شود. برخی از خیانت و تعارض شدید، برای اجتناب از صمیمیت و ایجاد فاصله با همسر استفاده می‌کنند. در مواردی نیز اعتیاد جنسی، همسر را وادار به خیانت جنسی مکرر می‌کند تا از این طریق بتواند حالت هیجانی منفی خود را قاعده‌مند کند. خیانت در افرادی که به الکل و مواد مخدر معتاد هستند نیز شایع است. خیانت گاهی به‌عنوان روشی توجیهی برای جدایی ـ معروف به خیانت برای طلاق ـ انجام می‌شود. خیانت نه تنها در کارکرد، بلکه در سنخ و درجه، از رابطة جنسی تا رابطة عاشقانة جنسی طولانی گسترده است. زوجی که خیانتش فاش شده است، نشانگان پس از سانحه، از جمله تفکر وسواسی، زنده‌سازی خیانت، اضطراب، افسردگی، افکار خودکشی و آدمکشی را رشد می‌دهد. زوج درگیر در خیانت که اعتقاد دارد، باید برای حفظ زندگی زناشویی به خیانت پایان دهد و از بچه‌ها محافظت کند، ممکن است به افسردگی ناشی از فقدان و غیبت معشوق مبتلا شود.

وقتی یک رابطه، به علت شکستن قول و قرار یا بی‌وفایی، باعث ضرر و صدمه به دیگری می‌شود، زوج متضرر الگویی در پیش می‌گیرد که خطاکار را به‌طور مکرر به‌عنوان آدمی پست و کثیف متنبه می‌کند، بنابراین، به‌نظر زوج بدون خطا، این آدم پست باید به‌طور مکرر از کاری کرده پوزش بخواهد و کاری کند که خطایش جبران شود. اما این الگو، به‌علت مجادله و اعتراض به بی‌انصافی برای رد طلب پوزش و جبران، به‌عنوان اقدامی ناکافی برای جبران خطا ادامه نمی‌یابد. در چنین شرایطی، باید باورهای دربارة جبران و بخشش، با تمرکز بر شفاف‌سازی شرایطی که جبران و بخشش ممکن می‌شود (اگر بشود) بررسی ‌شود.

نصیحت چهارم: فقط به کمی وقت نیاز دارید.

اگر دروغ و خیانتی در زندگی به‌وجود آمده باشد، حرف اصلی دوستان، خانواده و رسانه‌ها این نصیحت است که کمی صبر کنید، اما نتیجة چنین صبری این است که به طرف مقابل کمک می‌کند فرصتی به‌دست آورد و فاصلة بیشتری بگیرد. یعنی تنها اثر صبر افزایش احتمال جدایی و طلاق است.

برای زن و شوهر مهم است که بدانند، باید دربرایر این مشکل چه کار کنند. برای نمونه، هر طرف به دیگری پیام روشنی بدهد که برای ایجاد اعتماد مجدد و احساس امنیت در ازدواج به چه چیزی نیاز دارد؛ درخواست و انتظار باید روشن و بدون ابهام، یا بدون توسل به کلی‌گویی که «باید اعتماد من را جلب کنی» باشد. باید مشخص شود که آیا می‌خواهید به این رابطه ادامه دهید یا نه؛ و همچنین، دلیل ماندن و ادامه زندگی مشترک را خیلی مشخص بیان کنید. در کنار این بحث روشن، ممکن است ارتباطات متفاوتی نظیر دوستان جدید یا فراگیری مهارتهای جدید را توسعه دهید.

نصیحت پنجم: ازدواج کردید باید خیالتان راحت ‌شود؛ یعنی وقتی ازدواج کردید نباید این مقدار مواظب باشید.

واقعیت این است که همة رابطه‌ها به کار، کوشش و تلاش هر دو طرف نیاز دارد. معمولاً آغاز رابطه به یک هدیة الهی شبیه است. اکثر رابطه‌ها با یک تماس چشمی در یک لحظه، مثل یک جرقه آغاز شده و با یکی‌شدن و جذب در معشوق تشدید می‌شود؛ چیزی که ریشه در تکامل زیستی انسان دارد. واقعیت این است که بدون این پیوند عاشقانه، هیچ موجودی زنده نمی‌ماند. اما گذر زمان تفاوت‌ها و تعارض‌های زیادی را آشکار کرد. درنتیجه، وجود تعارض در رابطه مشکل تلقی نمی‌شود. مشکل بخش طبیعی یک رابطة سالم است. یادتان باشد به محض اینکه فکر کردید مشکلی در زندگی ندارید و بین شما و همسرتان هیچ اختلاف و تعارضی نیست و همة مشکلاتتان حل شده است؛ یا برای نگه داشتن عشقتان کوشش نکنید، خبری بدی دارم، «به‌زودی همسرتان را از دست خواهید داد». در واقع، انکار وجود اختلاف و تعارض، و عدم کوشش مداوم برای حفظ یک رابطة صمیمانه، مسیر گریز دیگری را با پای خودش باز می‌کنید. در چنین شرایطی این شما هستید که این اجازه را صادر کرده‌اید.

نصیحت ششم: فقط باید مهارت‌های ارتباطی را یادبگیرید. این مهارت‌ها حلاّل همة مشکلات رابطة زناشویی است.

جمله بالا ضرورتاً یک نصیحت نیست؛ بلکه کفایت لازم را ندارد. شما می‌توانید یک رابطة خوب را از کلاس‌های مختلف بیاموزید اما باید مشخص کنید چه سائقی دارید و چه چیزی شما را برمی‌انگیزد.

برای نمونه، شوهر قول می‌دهد زودتر منزل بیاید و وقتش را با بچه‌ها و همسرش بگذراند. باوجوداین، به علت مشکلات کاری به‌‌موقع نمی‌رسد. همسر وی ناامید و ناراحت و می‌شود و حتی تا رسیدن شوهر به منزل ناراحت می‌ماند، شوهر هم به محض ورود همسر ناراحت را می‌بیند و پیش از اینکه زن حرفی بزند، عصبانی می‌شود و حالت دفاعی به‌خودش می‌گیرد.

حتی گفتن همة حقیقت کمکی به درک همسر نمی‌کند، شوهر در نظر زن امتیاز منفی بدی می‌گیرد، همین موضوع واکنش انعکاسی شوهر را برمی‌انگیزد.

یادگیری مهارت‌های ارتباطی به تنهایی کافی نیست. گاهی باید به هیجان‌هایی که در دل هر رابطه‌ای وحود دارد توجه کرد

نصیحت هفتم: اسرارتان را پیش هیچ غریبه‌ای بروز ندهید.

برخی از دوستان و اعضای خانواده، به‌خاطر تجربة شخصی بد خود، مانع مراجعه زن و شوهرها به مشاوره و متخصصان روانشناسی می‌شوند. در این موارد خیلی هم حق به‌جانب هستند.

دوستان و خانواده می‌گویند «پیش درمانگر نروید، آنها ذهنتان را خراب می‌کنند، فقط بلدند همسرتان را برای هر چیزی سرزنش کنند. مشکلات این نیست. شما کاملاً خوب و بدون مشکل هستید. فقط اشتباه شده است.

بررسی اینکه هر طرف چه سهمی در بروز مشکلات ازدواج دارند خیلی مهم است. مراجعه به درمان به شما کمک می‌کند این عوامل را بررسی کنید و رابطة خود را با حمایت یک فرد متخصص و حرفه‌ای آموزش دیده، بهتر کنید.

اگر نصیحتی از زوجی عاشق دربارة رابطة دوستانه و نزدیک گرفتید، به‌خاطر داشته باشید که هر کسی در زندگی سوگیریها (تحریف‌ها) و انگیزه‌های خاص خودش را دارد و با قصد یا بدون قصد، این فکرها فقط به‌ درد خودش می‌خورد.

اگر روزی خواستید به زوج عاشقی نصیحتی بکنید، بهترین نصیحت من به شما این است که فقط به حرفهایشان گوش بدهید، هیچ‌کاری نکنید و تشویقشان کنید برای حل مشکلاتشان یک متخصص حرفه‌ای پیدا کنند.

Designed with byKianArtCo